کره ای ها عرق می کنند اما عرقشان بو ندارد!

کره ای ها عرق می کنند اما عرقشان بو ندارد!

نویسنده: روبرت


مترجم: حامد

با این که ممکنه به نظر حرفی بیاد که یکی از طرفداران کره زده، اما این مساله حقیقت داره. من قبلاً فکر می کردم که این مساله به ورزش کردن یا عدم ورزش کردن ربط داره و برای هر شخصی متفاوته. اما یه روز برای خرید دئودورانت به سوپر مارکت رفتم و در کمال تعجب مشاهده کردم که هیچ دئودورانت مردانه ای، مثلاً از مارک AXE، نداره.

به سوپرمارکتی که میرم که البته خیلی بزرگ هم هست فقط دئودورانت نیوِآ وجود داره. اونا هم بیشتر با رایحه های زنانه و ملایم هستند و مثل AXE نیست. ولی به ناچار از همون رایحه های زنانه مجبور بودم استفاده کنم.

اما زمانی واقعاً به مشکل بر خوردم که زمستان بود و من برای خرید دئودورانت به سوپرمارکت رفتم و ... هیچ دئودورانتی وجود نداشت! هیچ دئودورانتی برای خرید نبود چون توی زمستان بودیم هیچ کسی از این محصولات استفاده نمی کرد.

اون موقع بود که با خودم فکر کردم: "کره ای ها هم مثل بقیه آدما عرق می کنند و عرقشون هم بو میده"

اما اینطور نیست. به علاوه این مساله ریشه ژنتیکی هم داره. برای نمونه در سایت NIVEA مطلبی در مورد عرق و بوی اون اومده که میگه:

عرق به خودی خود بو ندارد اما در پروسه هایی باکتریایی به موادی بدبو تبدیل می شود. عرق بسیاری از آسیایی ها بوی بدی ندارد. در سال 2009 دکتر ماکس و تیم تحقیقاتی اش به این مساله پی بردند که تقریباً تمامی چینی ها، کره ای ها و ژاپنی ها دچار یک جهش ژنتیکی شده اند که از ایجاد ترکیبات عرق با بوی بد جلوگیری می کند. برای همین عرق آنها تنها یک بوی خفیف اسیدی دارد. دکتر ماکس می گوید: "به همین دلیل چینی ها و کره ای ها زیاد از دئودورانت استفاده نمی کنند. آنها به همان میزان عرق می کنند اما عرق زیر بغل آنها بوی بدی نمی دهد.
rain

البته این موضوع در مورد همه صدق نمیکنه. پس اگه یه کره ای رو دیدین که عرقش خیلی بوی بدی میده من رو مقصر ندونین.

به روز رسانی: البته الان نسبت به زمانی که این مطلب رو نوشتم شرایط فرق کرده و دیگه توی کره میشه دئودورانت پیدا کرد. حتی از مارک AXE. نمیدونم این مساله به دلیل وجود خارجی های زیادی هست که توی کره زندگی میکنند یا نه. 



برچسب ها : ، ، ،
توضیحات بیشتر

سفر به کره جنوبی، سرزمین ققنوس

سفر به کره جنوبی، سرزمین ققنوس

سلام به همه. یه کتابی هست که میخوام بهتون معرفی کنم که به صورت خیلی اتفاقی از وجودش مطلع شدم که خیلی کتاب خوبی هم هست.

این کتاب با نام "سفر به کره جنوبی، سرزمین ققنوس" حاصل 9 سفر خانم پونه ندایی هست که تا به حال به کره داشته. بهتون توصیه میکنم این کتاب رو تهیه کنید، البته اگه تونستید! چون با اینکه چاپ دومش هم بوده تموم شده.

این کتاب رو میتونین از لینک زیر تهیه کنید:

http://aakshop.shopfa.com/products/197511



برچسب ها : ، ، ، ،
توضیحات بیشتر

اولین سفرنامه کره جنوبی - روز اول تا چهارم

اولین سفرنامه کره جنوبی - روز اول تا چهارم

کره جنوبی کشور تضادهاست. همانطور که می توان ساختمان ها و جوانان مدرن را مشاهده کرد میتوان خانه های سنتی و همینطور افرادی با لباس سنتی کره ای یا همان هانبوک را هم دید.
در کره همه با مهربانی با ما برخورد می کردند. اگر ما را گیج و سر در گم مشاهده می کردند حتی اگر انگلیسی هم بلد نبودند به ما نزدیک می شدند و سعی می کردند به ما کمک کنند. حتی می توان گفت قطعاً مردم بوسان دوست داشتنی تر هم بودند.انگار سئول شهر خودمان بود، در آنجا اصلاً احساس نمی کردیم که غریبه ایم و یا گم شده ایم. بیشتر برای پیاده روی می رفتیم. احساس امنیت بسیاری می کردیم. در موارد بسیاری مشاهده می کردیم که وقتی بستنی از دست یک نفر به روی زمین می افتاد، خم می شد آن را بر می داشت و با دستمال زمین را تمیز می کرد.

با پرواز هواپیمایی قطر یعنی Qatar Airways رفتیم. در جلوی هر صندلی یک صفحه نمایشگر بود که در آن می توانستیم اکران فیلم های روز دنیا یا هر نوع برنامه ای را ببینیم و یا به موزیک کره ای گوش کنیم.


همینطور غذا هم خیلی عالی بود.

در متروهای سئول پله برقی وجود نداشت و مجبور بودیم زیاد راه برویم. همینطور ایستگاه های مترو خیلی گرم بود و همینطور عرق می ریختیم اما انگار کره ای ها از این مساله ناراحت نبودند. 

 
روز بعد اولین چیزی که در سئول دیدیم میدان "گوانگ هوامون" بود که به آن میدان "شکارچی شهر" هم می گویند. (در میان فواره های این میدان بود که اولین بار کیم نانا و لی یو سونگ در سریال شکارچی شهر با هم دیده میشن به همین دلیل به میدان شکارچی شهر معروف شده) و در مقابل شاه "سجونگ کبیر" و دریاسالار "یی سان شین" هم حاضر شدیم.
مجسمه دریاسالار یی سان شین در میدان گوانگ هوامون - سئول

این میدان که بعداً فهمیدیم همانند مرکز ارتباطی سئول است (همه راهها به گوانگ هوامون ختم می شوند) مانند راه ورودی بزرگترین کاخ سئول، گیونگ بوک گونگ، است که آخرین پادشاهان کره در این کاخ زندگی می کردند. پس از آن در حالی که خیلی خسته بودیم تصمیم گرفتیم اولین ناهار کره ای خود را بخوریم. بیبیمباپ و سامگیوپسال. خیلی عالی بود. فکر کنم نصف خستگیمان در رفت.

... همان شب پس از یک دوش حسابی، تصمیم گرفتیم شام را در یک رستوران 100 درصد کره ای بخوریم. منظورم از همان رستورانهایی است که وارد می شوی، کفشهایت را در میاوری و روی زمین می نشینی. در حالیکه دور و بر ما آجوماها (خانم ها) و آجوشی های (آقایان) زیادی بودند در آنجا اصلاً راحت نبودیم. نباید عادی بوده باشد که 4 دختر جوان تنهای خارجی به آنجا بیایند. در هر حال غذا خوردن درآن رستوران و دیدن اینکه چگونه خانواده ها غذاها را می بلعیدند تجربه خیلی خوبی بود.

 

 


روز بعد تصمیم گرفتیم در بازار "نامدِمون" چرخی بزنیم. آنجا کیوسک ها و مغازه های زیادی از همه رقم بود. مغازه های فروش کلاه، KPOP، لباس، ... در یکی از بانکها پولمان را به پول انجا تبدیل کردیم. به شما پیشنهاد میکنم از غذایی که کیوسک ها می فروشند امتحان بکنید چون ما کیک های تخم مرغی، کیمچی، موسیر خوردیم. در آنجا از گالری های زیرزمین هم دیدن کردیم که همه جور مغازه در آنجا بود. به طور اجتناب ناپذیری مغازه هایی که بیشتر از همه توجهمان را جلب کرد مغازه های فروش محصولات Kpop بود. انواع سی دی ها را می فروشند... همه سی دی ها بسیار خوب مرتب شده بود و سی دی همه گروه ها، خواننده ها و بیشتر بازیگران را برای فروش عرضه می کردند.

پس از آن به میونگ دونگ رفتیم. آنجا در یکی از خروجی های مترو با یک دوست که او نیز دختر بود قرار گذاشتیم. ناهار را به همراه او صرف کردیم. (فکر کنم بیشتر این سفر رو مشغول خوردن بودیم. اصلاً هم افسوس نمیخورم.) ناهار را در یکی از رستورانهای زنجیره ای کره به نام School Food که غذای خیلی خوبی دارد صرف کردیم. یکی از غذاهایی که در آنجا خوردیم "توک بوکی" بود، آنقدر تند بود که داشت اشکمان را در می آورد.


در عوض، بعد از ناهار دوست ما هم ما را به یک کافی شاپبرد که در طبقه دوم قرار داشت. ما که اسپانیایی بودیم تا آن روز فقط روی طبقه های پایین متمرکز بودیم. (در اسپانیا مغازه ها در طبقه های پایین قرار دارند.) که قطعاً یک طبقه هم خالی نبود. تمام طبقات پر از مغازه ها، بار ها و کافی شاپ ها بود. در آنجا برای اولین بار "بینگسو" را امتحان کردیم که بستنی مخصوص کره است. با یخ، لوبیا قرمز و بستنی درست شده و می توانی به آن هر چیزی که دوست داری مثل میوه، غلات و ... اضافه کنی. نمیشود بیش از این دلچسب باشد. همینطور چای سبز را هم امتحان کردیم. با وجود اینکه خوشمان آمد فکر میکنم که از میان تمامی چیزهایی که در کره خوردیم بیشتر از غلاتی خوشمان آمد که در یکی از آخرین روزهای سفرمان خوردیم.


سپس در حالیکه به مغازه ها نگاه می کردیم در آن منطقه گشتی زدیم. روی شیشه مغازه ها می شد بسیاری از چهره های مشهور را مشاهده کرد از قبیل JYJ، DBSK، Sistar، Suzy، 2PM، SNSD و ...
اما واقعاً، واقعاً، چه کسی نه تنها در آن محله بلکه در تمام شهر غالب بود؟ او "جانگ گیون سوک" بود. چهره او در همه جا بود. لباس فروشی ها، مغازه های فروش لوازم آرایش، مغازه های دیگر که با پوستر او مشتری جذب می کردند.


در همین حین باران شروع به باریدن کرد برای همین تصمیم گرفتیم به هتل برویم و کمی استراحت کنیم تا روز بعد را با انگیزه بیشتری آغاز کنیم.

------------------------------------

سلام به همه

بعد از مدت تقریباً طولانی یا بهتره بگم بعد از سه هفته دوباره برگشتم. بازم شرمنده که سرم شلوغ بود و فرصت هم نمیشد یه مطلب بذارم. و حالا بریم سراغ اصل مطلب که همونطور که از عنوان حدس زدین قسمت چهارم اولین سفرنامه ای هست که ترجمه کردم. این قسمت از سفرنامه گزیده مطالب روز چهارم این سفرنامه هست که سعی کردم فقط جاهایی رو که به نظرم به درد بخورتر اومده ترجمه کنم. امیدوارم براتون مفید باشه.

... بعد از ظهر رو صرف بازدید از محله اینسادونگ کردیم. منطقه ای که در آن می شود گالری های هنری بسیاری را پیدا کرد. زوج هایی را دیدیم که در حالی که دست یکدیگر را گرفته بودند مشغول تماشای آثار هنری بودند، مغازه هایی با محصولات اورجینال، همینطور مغازه هایی که صنایع دستی کوچک و ارزان قیمت به توریست ها می فروختند، کیوسک های اسنک فروشی و ...

... تاکسی های کره بسیار ارزان هستند. انواع مختلفی دارند و از طریق رنگشان میشود آنها را تشخیص داد. ما همیشه سوار تاکسی های نارنجی و خاکستری میشدیم که خیلی به صرفه بود و اصلا هم پشیمان نیستیم. آن شب برای بازگشت به هتلمان که تقریباً خیلی از آنجا دور بود نفری کمتر از یک یورو گذاشتیم که در مجموع کمتر از 5 یورو شد در حالی که اگر قرار بود همان مسیر را در اسپانیا برویم باید بیشتر از 10 یورو به راننده می پرداختیم.



برچسب ها : ، ،
توضیحات بیشتر